هیئت رزمندگان اسلام نیشابور
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد. امام خمینی...الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

 

 

 خاطرات آزاده گرامی دکتر رحیم قمیشه ای

‌ما را به سلولهای زندان الرشید بردند. سلولهای 10‌متری . وقتی رسیدیم، 16نفر در آن سلول بودند و شدیم 43 نفر. جایی برای خوابیدن نبود و ایستاده به زور جا شده بودیم. شبها، 23 نفر دورتا دور سر پا می‌ایستادیم كه بقیه بتوانند چسبیده به هم بخوابند. نیمه‌های شب، آن تعداد كه خوابیده بودند بیدار می‌شدند و می‌ایستادند و نوبت خواب ما بود. 45 روز در همان سلول بودیم. بعضیها دو سال در همانكف دست حسین سلطانی تیر خورده بود. دستش را با یک تكه پارچه بسته بود. بوی عفونت دستش توی سلول پیچیده بود. یک روز گفت رحیم، من احساس می‌كنم كه انگشتم دارد از جا در می‌آید. یكی از انگشتهایش را گرفت و كشید و انگشت جلو آمد. گفتم حسین چكار می‌كنی؟ گفت نه. ببین همه‌شان در آمده‌اند چون از شدت عفونت فاسد شده‌اند. پنج انگشت دستش را جلوی چشم من از زیر پارچه كند و دور انداخت.

درود خدا برغیرت وشرفشان.




طبقه بندی: آزادگان سرافراز، دفاع مقدس، اخبار،
برچسب ها: 26مردادماه سالروز بازگشت آزادگان سرفراز به میهن اسلامی گرامی باد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

حاج احمد اقوام شکوهی قدیمی‌ترین نقاره‌ زن حرم مطهر رضا

 

گردنم هیچ کجا جز حرمت خم نشود

سایه لطف شما از سرمان کم نشود

 




طبقه بندی: دهه کرامت، بصیرت، اخبار،
برچسب ها: حاج احمد اقوام شکوهی قدیمی‌ترین نقاره‌ زن حرم مطهر رضوی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

شهیدی که ۱۰۰۰ بدهکار است و دغدغه ی پس دادن آن را دارد!

 

 




طبقه بندی: دفاع مقدس، بصیرت، اخبار،
برچسب ها: شهیدی که ۱۰۰۰ بدهکار است و دغدغه ی پس دادن آن را دارد!،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

درروز جمعه تقدیم به مولایمان اقا حجت ابن الحسن العسگری بروح پرفتوح تمامی شهدا خصوصا شهید والا مقام محسن حججی صلوات

محسن توعجب غلغله بر پا کردی

با کار خودت محشر کبری کردی

با آل علی رفاقتت کامل شد

خوش داعشی خبیث رسوا کردی                                     سروده:   محمد علی عادلی

 

 

علی حججی فرزند شهید مدافع حرم محسن حججی در فراق پدر شهیدش

 

 

 

 

سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی در پیامی شهادت محسن حججی رزمنده مدافع حرم اهل بیت (ع) را تسلیت گفت.

«بسم الله الرحمن الرحیم

پس از شکست های پی در پی گروه های تکفیری-وهابی وابسته به استکبار جهانی در برابر رزمندگان سلام در جبهه های مختلف، گروه ترویستی داعش مرتکبی جنایتی فجیع و غیرانسانی شد در هیچ قاعده و قانون اسلامی و حتی انسانی نمی گنجد.

مردم دلاور و امت حزب الله خصوصا خانواده شهید محسن حججی مطمئن باشند که فرزندان دلیر شما انتقام این اقدام ددمنشانه را با تصمیمی قاطعانه که همانا ریشه کن کردن شجره خبیثه وهابیت و تروریسم از جهان اسلام است خواهند گرفت.

این نوع جنایت ها که تاکنون هزاران مورد آن به همین شکل در عراق و سوریه بر ضد امت مسلمان اعم از شیعه و سنی به وقوع پیوسته تنها نتیجه ای که در برخواهد داشت اتحاد و آگاهی بیشتر عالم اسلامی نسبت به هویت و خباثت این خوارج زمان است و ما را در پاک کردن سرزمین اسلامی از لوث وجود آنان مصمم تر و قدرتمندتر خواهد نمود.

به حلقوم بریده این شهید عزیز راه اباعبدالله (ع) سوگند یاد می کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست.

ما از ابتدا مصمم و به دور از تردید در این راه گام برداشتیم اما ارتکاب این جنایت ها عزم و اراده ما را جزم تر و جدی تر نمود تا جای جای اراضی اسلامی را از وجود بی وجود پلیدشان تطهیر نماییم.

اینجانب به پدر، مادر، همسر و فرزند مقاوم این شهید بزرگوار که فرزندشان مانند سالار شهیدان امام حسین(ع) و با همان شیوه ظالمانه به شهادت رسید تبریک عرض می کنم زیرا نام خانواده شهید پرورتان با خاندان سید و سرور شهیدان همنام و قرین گردید و شهید شما و ما سند افتخار ایران اسلامی و سپاه ولایت است.

ایران اسلامی در راه آزادی و شریعت و برای نجات دین مبین اسلام چنین قربانیان ارزشمندی را تقدیم می کند و از خدای سبحان عاجزانه طلب می کنیم که حسن عاقبت با مرگی همچون شهید محسن حججی عزیز برای مقرر فرماید.

هنیئا لک و لکم و عظم الله اجورنا و اجورکم

قاسم سلیمانی

 

 




طبقه بندی: شهدای مدافع حرم، بصیرت، اخبار،
برچسب ها: شهید مدافع حرم محسن حججی که با متانت خود لحظه اسرات دشمنش را خار کرد،
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

نابغه خبرنگار که فرمانده جنگ شد.

شهید غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری از خبرنگارانی بود که با خلاقیت بالا و بروز توانایی های خود اطلاعات سپاه را در دوران دفاع مقدس بنیان گذاشت.

 




طبقه بندی: دفاع مقدس، اخبار،
برچسب ها: نابغه خبرنگار که فرمانده جنگ شد،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

شهادت خلبان عباس بابابی -   15 مرداد سال_1366 

  او در جوانی و پس از اتمام دوره دبیرستان، در رشته پزشکی پذیرفته شد، ولی از آنجا که به خلبانی علاقه داشت،  وارد نیروی هوایی ارتش شد.

  دوره‌های آموزشی مقدماتی و پیشرفته را در ایران و آمریکا گذرانید.

  با سقوط رژیم طاغوت، خود را وقف انقلاب و نظام اسلامی نمود.

  در پی وقوع جنگ، فعالیت‌های او  شدت گرفت و در طول دفاع مقدس خدمات و رشادت‌های فراوانی از خود نشان داد

  ایمان، اخلاق، پاکدامنی، شجاعت و سخت‌کوشی او زبانزد همگان بود.

  این فرمانده و خلبان مخلص در تاریخ 15 مرداد ماه 66  و در روز عید قربان، به دیدار معبود شتافت.

 وی چند روز قبل از شهادت، در پاسخ به اصرار دوستانش که از او خواسته بودند با آنها به سفر حج برود، گفته بود: «من تا عید قربان، خودم را به شما می رسانم!»

 شهیدبابایی امریکا دوره خلبانی

 

رعایت تقوی و پاکدامنی در محیط آلوده

  خاطره‌ای از خلبان شهید عباس بابایی

  در دوران تحصیل در آمریكا، روزی در بولتن خبری پایگاه هوایی «ریس» ، مطلبی نوشته شده بود كه توجه همه را به خود جلب كرد.

   مطلب نوشته شده این بود: دانشجو عباس بابایی ساعت 2 بعد از نیمه شب، در محوطۀ پایگاه می‌دَود تا شیطان را از خود دور كند.

 من و بابایی همکلاس و  هم اتاق بودیم. ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم.

  او گفت: چند شب پیش، بی‌خوابی به سرم زده بود. رفتم میدان چمن پایگاه و شروع كردم به دویدن.

   از قضا كُلُنل «باكستر» فرمانده پایگاه به اتفاق همسرش از میهمانی شبانه بر می‌گشتند. آنها با دیدن من در آن ساعت شب، شگفت‌زده شدند.

  كلنل اتومبیلش را نگه داشت و مرا صدا زد و  گفت: در این وقت شب برای چه می‌دَوی؟

 گفتم: خوابم نمی‌آمد؛ خواستم كمی ورزش كنم تا خسته شوم!

گویا توضیح من برای كلنل قانع كننده نبود. او اصرار كرد تا واقعیت را برایش بگویم.

برای او توضیح دادم: مسایلی در اطراف من می‌گذرد كه گاهی موجب می‌شود شیطان با وسوسه‌هایش مرا فریب داده و به گناه بكشاند!

  . . . و در دین ما توصیه شده كه در چنین مواقعی ورزش کنیم و یا دوش آب سرد بگیریم.

  آن دو با شنیدن حرف‌های من، تا دقایقی می‌خندیدند، زیرا با ذهنیتی كه نسبت به مسایل جنسی در جامعه غربی داشتند، نمی‌توانستند رفتار مرا درك كنند!

(راوی: امیر اكبر صیاد بورانی)

شهید عباس بابایی در سایه تقوی و پاکدامنی به سعادت رسید!

 

 

 




طبقه بندی: دفاع مقدس، بصیرت، اخبار،
برچسب ها: شهادت خلبان عباس بابابی - 15 مرداد سال_1366،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

آفرین .هرچند که انجام این کارا همت بالا یی می طلبد

. با اینکه همه میدونیم امنیت ما حاصل خون شهیدان است‌.

 




طبقه بندی: دفاع مقدس، بصیرت، اخبار، شهدای مدافع حرم،
برچسب ها: اقدام قابل تحسین طلبه جوان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

مراسم جشن به مناسبت ولادت امام رضا(ع)توسط هیت رزمندگان شهرستان نیشابور با همکاری تیپ21امام رضا (ع) و سازمان فرهنگی شهرداری نیشابور در فرهنگسرای سیمرغ

 [

]

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: دهه کرامت، سالروز ولادت امام رضا علیه السلام، اعیاد وجشن های مذهبی، اخبار مذهبی سیاسی،
برچسب ها: مراسم جشن به مناسبت ولادت امام رضا(ع،
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

شهیدان هم متولد مےشوند درست مثل ما...

امّا مثل مانمےمیــرند 

 

براۍ همیشہ زنده مےمانند...

 

 

 

 

 




طبقه بندی: دفاع مقدس، شهدای مدافع حرم، بصیرت،
برچسب ها: مقام شهیدان،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

[

]div>




طبقه بندی: دهه کرامت، سالروز ولادت امام رضا علیه السلام، چهارده معصوم (ع)،
برچسب ها: نماهنگ به مناسبت ولادت امام رضا علیه السلام،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

[
]


طبقه بندی: دهه کرامت، سالروز ولادت امام رضا علیه السلام، چهارده معصوم (ع)،
برچسب ها: تماهنگ احساسی بسیار زیبا دروصف امام رضاعلیه السلام،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

[
]


طبقه بندی: دهه کرامت، سالروز ولادت امام رضا علیه السلام، چهارده معصوم (ع)، مذهبی،
برچسب ها: نماهنگ اسمان هشتم،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

 

 

 

 
 
 

 

 

شفایافته:کلثوم رضایى
23ساله

اهل و ساکن بهشهر
تاریخ شفا: اول خرداد ۱۳۷۲
نوع بیمارى: غده بدخیم سرطانى در سینه
کلثوم آرام سرش را از روى بالش برداشت، انگار قسمت چپ بدنش را به سختى مى فشردند، درد تمام وجودش را گرفته بود و لحظه اى امانش نمى داد، بى اختیار شروع به گریه کرد.
لحظه اى بعد مادرش به کنارش آمد و از حال او جویا شد او ناحیه اى را که درد مى کرد به مادرش نشان داد. چرا که او ساکن بهشهر بود و بیش از ۲۲ بهار از عمرش نمى گذشت. براى مادر و پدرش که مرد زحمتکشى بود، غیر قابل تصور بود که در این سن او دچار بیمارى مرموز و کشنده اى شود.
کلثوم دیگر تحمل درد را نداشت، سراسیمه از جایش بلند شد و در حالى که دستش را به طرف قفسه چپ سینه اش مى آورد ناله مى کرد و نم نم اشک از چشمانش فرو مى ریخت.
او تا دیروز سالم بود، همین دیروز بود که در یک مهمانى شرکت کرده بود و سالم و خوش مجلس را به پایان رسانیده بود. اما امروز … او بى تأمل، به این سو و آن سوى اتاق مى رفت، تاب و قرار از او سلب شده بود و امانى برایش نمانده بود. به هر ترتیب بود درد را تحمل کرد تا این که بعد از ظهر آن روز به آقاى دکتر اسدالله پور مراجعه کرد.
دکتر دستور رادیولژى و آزمایش از سینه سمت چپ او داد. انگار غده اى درون سینه تشکیل شده بود. غده اى بدخیم و سرطانى . مدتى به همین منوال تحت درمان قرار گرفت. از آن روز وحشتناک ماهها مى گذشت و هر روز غده بزرگتر و دردناکتر مى شد.
یک هفته در بیمارستان امام خمینى بهشهر بسترى گردید و مورد عمل جراحى قرار گرفت، قسمتى از غده را برداشتند و پزشکان معالج آن روز غده را براى تشخیص بیشتر و بهتر به آمل فرستادند.
او مدتى هم در گرگان زیر نظر دکتر پیرغیبى به معالجه پرداخت، اما دیگر براى همه محرز شده بود که غده، غده سرطانى و علاج ناپذیر است و تنها توصیه پزشکان این بود که او باید همیشه تحت درمان باشد، ضمناً از کلثوم خواستند که به تهران برود. کلثوم کوله بار سفر را بست و در شب ماتم زده حرمان به سوى تهران حرکت کردند. هر کجا مى رفت مادرش با او و همراه او بود.
همهمه و خیابانهاى شلوغ تهران غمش را دو چندان مى ساخت و عوالم درونى اش را آشفته تر مى نمود. اما آن چیزى که او را مقاوم مى کرد ایمان به خدا و ائمه اطهار(علیه السلام) بود که مى توانست این درد طاقت فرسا را تحمل کند.
پس از سفرهاى مکرر به این سو و آن سو، به شهر و دیارش بازگشت و با غم بى انتهاى خود سر مى کرد. غمى که تار و پودش را یکباره مى سوزاند. اما جز صبر چاره اى نداشت. هواى نمناک و مرطوب شمال، جنگلهاى سرسبز و دشتهاى پر گل، دیگر برایش زیبایى چندانى نداشت.
شبها تا دیروقت در کنار پنجره مى ایستاد و به دور دستها نگاه مى کرد. سه سال درد و رنج، مدت کمى به نظر نمى رسید، انگار رفته رفته تمامى دفتر امیدها و آرزوهایش برگ برگ مى شد و به هوا مى رفت.
بهارها و پاییزهاى بسیارى گذشت، و تنها امید کلثوم، مادر و پدرش بودند که در غم او شریک بودند و همراه او مى سوختند و مى ساختند و جز شکر در درگاه خداوند کریم و سبحان، کار دیگرى از دستشان بر نمى آمد.
دم دماى غروب، یک روز از روزهاى بهارى بود و آفتاب هم رفته رفته در پشت کوههاى سرفراز زمردین شمال فرو مى رنشست. کلثوم براى لحظه اى آرزو کرد کاش به جاى این همه رنج و درد روحش آزاد مى شد و به آسمانها صعود مى کرد تا آن همه شاهد بیچارگى خود و پدر و مادر دردمندش نباشد.
دیگر داشتن یک خانه بزرگ و مجلل و اتومبیل شیک و مدرن و لوازم منزل آنچنانى برایش آرزو محسوب نمى شد، بلکه تنها آرزویش بازگشت سلامتى اش بود. سلامتى که شاید هرگز باز نمى گشت. در گیر و دار ماهها و سالها سرگردانى و تحمل درد و مرض، هواى زیارت امام رضا(علیه السلام) در دلش شوقى وصف ناپذیر پدید آورد.
امام رضا(علیه السلام) ضامن غریبان، امید محرومان، منجى دردمندان، و خلاصه آخرین مرهم دل ریش غم زدگانى که ناامید از درگاه ملائک پاسبانش نمى رفتند. کلثوم موضوع را با مادرش در میان گذاشت و آنها تصمیم گرفتند سفرى به مشهد بیایند تا شاید امام هشتم(علیه السلام) یارى شان نماید.
کلثوم به همراه مادر و خواهرش و با بدرقه پدر دردمندش به سوى مشهد روانه شدند و روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۲ به مشهد رسیدند. پرسان پرسان سراغ مسافرخانه اى را گرفتند. بالاخره اتاقى در یکى از مسافرخانه هاى بالاخیابان کوچه ملاهاشم در اختیارشان قرار گرفت.
سر سودا زده شان هواى کوى رحمت کرده بود و تن تب دارشان در لهیب شعلهاى عشق و امیدشان امام ابوالحسن(علیه السلام) مى سوخت. کلثوم پس از رفع خستگى ، همان روز به حرم مطهر مشرف مى شود. در مجوز شماره ۳۸۷ دفتر نگهبانى صحن مطهر انقلاب آمده است:
خواهر کلثوم رضائى که از ناحیه سینه سمت چپ دچار بیمارى مى باشد حسب تقاضاى خودش مجاز است روزهاى ۱ و ۲/۳/۱۳۷۲ از ساعت ۱۸ الى ۷ صبح روز بعد در پشت پنجره فولاد، جهت گرفتن شفا، متوسل به باب الحوائج حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) گردد.
مسؤول دفتر شفا یافتگان مى گوید: آن شب او با هزار امید به امام بزرگوار(علیه السلام) متوسل شده، و خود را از همه چیز و همه کس بریده بود. اما در این میان دست تقدیر دریچه اى دوباره به زندگى اش مى گشاید! ناگهان گل امید در قلب جوانش شکوفا شد و نهال آرزو در باغ حیات او مجدداً به ثمر رسید.
او شفایش را از امام(علیه السلام) گرفته بود. در گواهى نگهبانى به سرپرستى نوشته شده است: مقارن ساعت ۲۴ ( نیمه شب ) اول خرداد ۱۳۷۲ خواهرى به نام کلثوم رضائى در پشت پنجره فولاد صحن انقلاب دخیل نموده، که از ناحیه سمت چپ مریض بوده است، امام رضا(علیه السلام) را در خواب زیارت کرده و شفاى خود را گرفته است.
همچنین در نامه بخش تسهیلات زائران به ریاست رفاه درج شده است: در ساعت ۱۰ صبح روز ۲/۳/۱۳۷۲ خواهر کلثوم رضائى ۲۲ ساله ساکن بهشهر به همراه بستگانش به دفتر شفا یافتگان مراجعه کردند و اظهار داشت که مورد عنایت آقا امام رضا(علیه السلام) قرار گرفته و شفا یافته است و اثرى از غده اى که در سمت چپ سینه داشته است نیست.
او ضمن سؤال و جواب، شرح چگونگى بیمارى و معالجات خود را بیان کرد. بر حسب سوابق پس از تحقیقات لازم مشارالیه را به دارالشفاى امام(علیه السلام) اعزام داشتیم که مورد معاینات پزشک معتمد آستان قدس رضوى قرار گرفت. نتیجه معاینات انجام شده که حاکى از بهبودى و شفاى نامبرده مى باشد توسط پزشک کتبا گواهى بدین شرح گواهى شد.
« شماره دفتر رفاه زائران ۱۰۳۴/۵۶۰ تاریخ ۴/۳/۱۳۷۲ » در تأیید دکتر نصرتى پزشک معتمد دارالشفاى امام(علیه السلام) به تاریخ ۲/۳/۱۳۷۲ شرح داده شده است:
از خانم کلثوم رضائى معاینه به عمل آمد، در سینه سمت چپ هیچ گونه غده اى وجود ندارد و هر دو سینه نامبرده سالم مى باشد.« شماره نظام پزشکى ۱۹۴۱۰»
وقتى که از کلثوم سؤوال کردیم چطور شد که شفا یافتى ؟ گفت:
روز اول که براى شفا گرفتن در کنار پنجره فولاد به آقا امام رضا(علیه السلام) متوسل شدم حدود ساعت یازده شب در خواب دیدم که شخص بزرگوارى که لباس بلند سبز رنگى پوشیده بود و شال سبزى هم به کمرش داشت به طرفم آمد و به من گفت: بلند شو! عجله کن! در خانه دو نفر منتظرت هستند و یک خوشحالى در انتظارت است و گوشه شال کمرش را به من داد فرمود آن گل بنفش را بگیر، من گوشه ضریح مطهر را نگاه کردم. گل بنفشى در آن جا بود.
ناگهان از خواب پریدم، مجدد به خواب رفتم در خواب دیدم دو گوسفند در علفزارى مشغول چرا بودند، یک گوسفند به طرف من آمد. دوباره آقاى بزرگوارى به خوابم آمد و گفت: آن گوسفند را بگیر، به ایشان گفتم: آقا من نمى توانم، ناراحت هستم! آقاى بزرگوار فرمودند: من هم ناراحت هستم!
وقتى که بیدار شدم خادمى در کنارم بود انگار او را قبلاً دیده بودم ناگهان متوجه شدم دردى دیگر در سینه ام احساس نمى شود. با خوشحالى و تعجب دستانم را به طرف سینه ام بردم دیگر دردى وجود نداشت و غده اى هم لمس نمى شد.
من سراسیمه و اشک ریزان به بخش نگهبانى رفتم و موضوع را گفتم و آنها اقدامات لازم را انجام دادند و مرا صبح روز بعد به پزشک معالج نشان دادند تا صحت گفته هایم ثابت شود. کلثوم چند روز بعد با دستى پر از امید به بهشهر باز مى گشت تا پرده از رمز و راز عاشقانه با خدا و امام بزرگوارش على بن موسى الرضا(علیه السلام) بردارد.
او وقتى که به پزشک معالجش دکتر اسدالله پور مراجعه مى نماید مى گوید: پزشک از سلامتى جسمى و روحى من غرق در تعجب بود و در حالى که باور کردنش برایش مشکل بود گفت:
شما را امام رضا(علیه السلام) شفا داده است!

 




طبقه بندی: دهه کرامت، سالروز ولادت امام رضا علیه السلام، اخبار، چهارده معصوم (ع)، اخبار مذهبی سیاسی،
برچسب ها: ضریح مقدس،
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1396 توسط به جمال پاک محمد صلوات الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

قالب وبلاگ